✿ســـایـهــ تـنــهـــایـیـــ✿
اقـتدار دل شــکـسته بـهــــ انـــدوهیــــ استـــ کـهــ سـرودهـ نمیـشود....
22 مرداد 92 :: نویسنده : رهــا    

شراب هم به مستی ام حسادت میکند....

آنگاه که خمار یک لحظه دیدن تو میشوم!





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : شراب، مستی، عشق،
لینک های مرتبط :


20 بهمن 91 :: نویسنده : رهــا    

وقتی رفت گفت "شاید " برگردم !

رفتنش مرا نمی آزارد ، "شایدش  " دردناک بود...





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : درد، عشق، تنهایی،
لینک های مرتبط :


10 دی 91 :: نویسنده : رهــا    

بی خیال ...

بیا تا میتوانیم عاشقی کنیم ؛

حتی اگر سیب ها از شرم سرخ شوند!





نوع مطلب : عشق، عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، عاشقانه،
لینک های مرتبط :


19 آذر 91 :: نویسنده : رهــا    

آشوب :

همان حس غریبی ست که وقتی به لب های تو لبخند نباشد دارم...





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : لبخند، عشق، احساس،
لینک های مرتبط :


15 آذر 91 :: نویسنده : رهــا    

مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت  دشوار است,

من که به معجزه  عشق  ایمان دارم ,

میکشم آخرین دانه کبریتم در باد ,

هرچه بادا باد!





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، معجزه،
لینک های مرتبط :


15 آذر 91 :: نویسنده : رهــا    

تمام شهر از بس عاشقی کردند , قهارند!

من اما....

ناشیانه « دوستت دارم »





نوع مطلب : دوستت دارم، 
برچسب ها : دوستت دارم، عشق، عاشقانه،
لینک های مرتبط :


7 آذر 91 :: نویسنده : رهــا    

بعضی وقتها آنقدر دلتنگ کسی میشوی که اگر بفهمد خودش از نبودنش خجالت میکشد...!





نوع مطلب : دلتنگی، 
برچسب ها : دلتنگی، عشق،
لینک های مرتبط :


28 خرداد 91 :: نویسنده : رهــا    

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست ... فقط می‌خواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه‌ی ما مال ما نیست ... فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم

تموم لحظه های این تب تلخ ... خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی‌خواست ... خودت دیدی دعامون بی‌اثر بود

چه سخته مال هم باشیم و بی‌هم ... می‌بینم میری و می‌بینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری از من ... نه میشه زنده باشم نه بمیرم

نمیگم دلخور از تقدیرم اما ... تو میدونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می‌رسیدیم ... داره رو دست ما می‌میره این عشق

دکتر افشین یداللهی





نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها : خدا، حسرت، دعا، تقدیر، دلگیر، عشق،
لینک های مرتبط :


15 اردیبهشت 91 :: نویسنده : رهــا    

هجوم تنهایی نبض دلم را از کار انداخته ...

              عشق در کجای این بیکرانه پنهان است که

                                    در جستجوی آن مرگ هم راه گشا نیست ....!





نوع مطلب : تنهایی، 
برچسب ها : تنهایی، مرگ، عشق،
لینک های مرتبط :


21 اسفند 90 :: نویسنده : رهــا    

بر عشق توام نه صبر پیداست نه دل

بی روی توام نه عقل برجاست نه دل

این غم که مراست کوه قافست نه غم

این دل که تراست سنگ خاراست نه دل .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، صبر، غم، دل،
لینک های مرتبط :


18 اسفند 90 :: نویسنده : رهــا    

عشق رازی ست که خورشید به بارانش گفت

نیز رمزی ست که شقایق به گلستانش گفت

ای که ایمان به کسی داری و چیزی بی شک

عشق بود آنچه دلت با همه ایمانش گفت .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، راز، شقایق، ایمان، بارن،
لینک های مرتبط :


18 اسفند 90 :: نویسنده : رهــا    

دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی

بالی به هوای دانه ی ما نزدی

دیری ست دلم چشم به راهت دارد

ای عشق سری به خانه ی ما نزدی .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، چشم به راه،
لینک های مرتبط :


8 اسفند 90 :: نویسنده : رهــا    

چندیست که عشق تحقیر شده است

و هی با کلمات نامربوط تعبیر شده است

گناه ، هوس ، بازیچه

چون قفل به گردنش زنجیر شده است .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، گناه، هوس، بازیچه، تحقیر،
لینک های مرتبط :


4 اسفند 90 :: نویسنده : رهــا    

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس

سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم

کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : خدا، عشق، مجنون و لیلا، قلب،
لینک های مرتبط :


27 بهمن 90 :: نویسنده : رهــا    

دل بسته ام به پاییز ، شاید دوباره ، از سر مهر بیایی .


نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !

 

تو آنجا ، من اینجا ، نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند !


به فکر نوازش دست های منی ، بی آنکه بدانی که این دلم است که تنها مانده ، دست هایم دوتایند !


بوی مهربانی می آید ، کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد ؟


دوستت دارم رازیست ، که در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی !


هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو ، دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت .


دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی بی تو بودن میترسم .


قشنگترین عشق ، نگاه خداوند بر بندگان است ، تو را به همان نگاه می سپارم .


از کویر آمده ام ، چشمم از خاطره ی ریگ پر است ، ابر من باش و دلم را بتکان .





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : پاییز، دلتنگی، تنهایی، دوستت دارم، عشق، خداوند، خاطره،
لینک های مرتبط :


24 بهمن 90 :: نویسنده : رهــا    

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش

ورنه ره خود گیر و یکی راه گذر باش

هشدار که یخ تاب تب عشق ندارد

گر بسته ی قالب شده ای فکر دگر باش .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، سفر، راهگذر،
لینک های مرتبط :


20 بهمن 90 :: نویسنده : رهــا    

تویی آنکه بهانه ی فردایی

 تویی آنکه سراسر عشق و شیدایی

 منم آنکه برای تو میمیرم

 نفس هم به خیال تو میگیرم .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : بهانه، عشق، شیدایی، نفس، خیال،
لینک های مرتبط :


16 بهمن 90 :: نویسنده : رهــا    

عشق تو را در قلب خود من دیده بودم

آوای روحت را با گوش جان بشنیده بودم

با جان خود عشق تو را فریاد کردم

من دشت دل با یاد تو آباد کردم .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، قلب، فریاد،
لینک های مرتبط :


16 بهمن 90 :: نویسنده : رهــا    

وقتی که از کنار گل با تو عبور می کنم

من به حسادتش به تو حس غرور می کنم

زلالی آب روان به پیش چشم پاک تو

عشق تو را به هر زمان باز مرور می کنم

 وسعت دریا و کویر به وسعت روح تو نیست

 چشم حسادت زمان به بوسه کور می کنم .





نوع مطلب : غرور، 
برچسب ها : غرور، عشق، بوسه،
لینک های مرتبط :


9 بهمن 90 :: نویسنده : رهــا    

نه از فلسفه کلامی می دانم و نه منطق می گنجد در کلامم ، بی استدلال دوستت دارم .





نوع مطلب : دوستت دارم، 
برچسب ها : دوستت دارم، عشق،
لینک های مرتبط :


17 دی 90 :: نویسنده : رهــا    

شریکم با تو در این  درد ، منم مثل تو غم دارم

منم محتاج لبخندم ، منم دستاتو کم دارم

از این بازی طولانی ، منم مثل تو دلگیرم

منم با عشق درگیرم، منم بی عشق میمیرم.





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : غم، درد، لبخند، دلگیر، عشق،
لینک های مرتبط :


15 دی 90 :: نویسنده : رهــا    

از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : عشق، آغوش، درد،
لینک های مرتبط :


15 دی 90 :: نویسنده : رهــا    

شیطان  عاشق خدا بود ...

می خواست تنها عشقش باشد ...

فریاد زد...

خدا نفهمید ...

خدا بزرگ بود ...

می خواست عاشقش کند ...

آدم را آفرید ...

سال ها پیش آدم خدا را از یاد برد ...

آدم عاشق شیطان شد...

این وسط خدا تنها ماند به همین سادگی...

 





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : شیطان، عشق، خدا، تنها،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

سایه ها
انگار حرف می زنند
این روزها
سایه من؛
همدم تنهایی ام شده است.
ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست
گر در این خلوت بمیرم هیچکس آگاه نیست
من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی
این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست .
ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ
دوست دارم تنها باشم
با خیالی ؛ خالی از با تو بودن ها
دوست دارم به یاد آن روزهای گذشته
در خلوتی
کنج آرام این اتاق خالی
به یاد آن روزگاران
خاطراتم را یاد کنم.
ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ
تمام می شود
تمام ناگفته های من
فقط چند نقطه چین باقی می ماند
تا حرف های سادگی هایم را
دوباره تکرار کنی.
ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ ღ♥ღ

مدیر وبلاگ : رهــا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد سایه تنهایی؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 
 

دریافت کد حرکت عنوان وبلاگ

جلوگیری از کپی کردن مطالب

دریافت کد هدایت به بالا برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic